روزهای آخر سال به خصوص نیمه دوم اسفندماه دستم به هیچ کاری نمیرود. همیشه منتظرم تا بعد از تعطیلات عید کارهایم را انجام دهم. متاسفانه این انگیزه نه در من بلکه در بیشتر ایرانیها به چشم می خورد. حالا بماند که در همان ایام دیگر کار مفیدمان کمتر از نیم ساعت است و دچار یک بیکاری پنهان هستیم. به نظرتان همین یکی دو هفته آخر سال و از آنطرف هم یکی دو هفته بعد از تعطیلات چه میزان خسارت به اقتصاد کشور وارد میکند؟ بحث تعطیلات را هم اصلاً بیخیال شوید.
شاید بگویید این اقتصاد بیمار جایی برای این امور کوچک ندارد. حق باشماست. ولی آیا راه حلی برای بهبود بیماری این اقتصاد دارید؟ از کجا باید شروع کنیم؟ روز به روز سیاستهای اقتصادی اشتباهتر از گذشته اتخاذ میشوند، نرخ تورم به ماکسیمم رسیده و هنوز هم در حال فزونی است. وقتی مردم شاکی میشوند دولت میگوید این تورم نیست این توهم است! حتماً یک کیلو گوجه فرنگی نخریدهاند تا بدانند چه میگذرد.
نمیدانم چرا دولتمردان ما اینگونه عمل میکنند؟! بدون برنامه بدون تفکر عاقلانه. شاید متوجه شده باشید بیشتر دولتمردان کشورهای اروپایی وقتی میخوان سخنرانی کنن از روی یک نوشته قبلی این کار رو انجام میدن خیلیها این جور برداشت میکنن که طرف خیلی… ولی نمیدونیم اون کارش درسته، اون میدونه که یه حرف نابجا میتونه تاثییرات منفیای روی اقتصاد کشورش بذاره بنابراین از قبل چارهاندیشی میکنه. ولی ما چی؟ فقط یاد داریم هر چی به ذهنموم اومد شعار بدیم بدون اینکه بسنجیم این حرف چه عواقبی داره.
همیشه برای من سئوال بوده که ما که حرف از اسلام و اقتصاد اسلامی میزنیم آیا یکی از محوریترین اصول این اسلام عدالت اقتصادی نیست؟ کجای این جامعه بوی عدالت میده. این تورم افسار گسیخته روز به روز به تعداد کسانی که قدرت خرید نان ندارند میافزاید. نظام سرمایهداری غرب را متهم میکنیم ولی در عمل میبینیم که آنها حداقل در همین عدالت محوری از ما سبقت گرفته اند. دولت جدید که با شعار عدالت محوری آمده چه خواهد کرد؟ چه کرده است تا بحال؟!
نمیدانم چه بگویم، این ها و صدها مورد دیگر دغدغههای ذهنی من ایرانی است که به فردای ایرانم میاندیشم.