Archive for the ‘شخصی’ Category

My Linux Problems

آوریل 1, 2007

بعد چند سال دوباره هوس لینوکس به سرم زده. کار عمده ام با سیستم، برنامه نویسی php اه، که اونم حله. بنظرم بازده لینوکس روی سیستمی که من دارم خیلی بیشتر از ویندوز xp هست جدای از اون از لحاظ انعطاف پذیری غیر قابل قیاسه. چندتا توزیعش رو نصب کردم ولی هنوز اوبونتو رو گیر نیاوردم (اینجا بازار پایتخت ندارد، اگر در بازار نرم افزارش سخن از لینوکس بزنی و فروشنده قفسه گیم ها را نگاه کند، جای تعجب ندارد) دو تا مشکل عمده دارم که اگه اینا هم حل شه ویندوز رو تعطیل می کنم:

1)DVB : هر زمان که پشت کامپیوترم حتماً باید ایستگاه های رادیویی رو هم داشته باشم (به خصوص بی بی سی و رادیو فردا) و هنوز نتونستم اسکای استار 2 رو بخوبی روی توزیع های مختلف لینوکس (بغیر از اوبونتو) نصب کنم.

2)Modem: می دونم راحت ترین کار اینه که یه دونه اکسترنالش رو بخرم و خیال خودمو راحت کنم ولی نمی دونم چرا هنوز کامپایل درایورهای ناقص مودم اینترنال رو ترجیح می دم و متاسفانه در بعضی موارد کار می کنه بعضی وقتا هم نه!

در کل بجای اینکه بشینم مقاله ی درسی ام رو ترجمه کنم، مدام با این لینوکسCore Fedara ور رفتم. عید 1386 هم به سلامتی تموم شد، چاره ای نیست باید به ترجمه ماشینی پناه برد. پشت پکیج سی دی هایی که برای لینوکس گرفته بودم یه تصویر پر معنا بود با یه جمله.

Good evening MR. Gates, I’ll be your server today!

هر چند من خودم خیلی تعصبی به قضیه لینوکس و ویندوز نگاه نمی کنم، اما وقتی فکرش رو می کنم که اگه این همه $ که صرف ویستا و نسخه های قبلیش شد به لینوکس اختصاص داشت چه می شد.

Clock pulse

مارس 27, 2007

سه سال کنار این ساعت دیواری ام، هیچ وقت تیک تیک ثانیه‌هاشو نمی‌شنیدم، اما امشب داره حسابی اذیتم می‌کنه. هنوز سه روزه که ازم دور شدی …

Holidays in home

مارس 25, 2007

خیلی تحمل کردنش سخته که همه خانواده عید نوروز برن سفر، و تو مجبور باشی خونه تنها بمونی. اونم یکی مثل من! عیال هم امروز رفت مشهد. من مانده ام تنهای تنها … (البته با یک اخوی درس خون که امسال کنکور داره و مانع رفتنم شده) اصلاً حال و حوصله غذا درست کردن رو ندارم همش هم نمی شه نیمرو و Fast Food خورد.

روزهای نوروز 1386 سریعتر از باد دارد می گذرد، یک مقاله دارم بروم چند صفحه اش را ترجمه کنم. صبح هم نزدیک است.

Norouz 1386

مارس 21, 2007

کمتر از چند دقیقه دیگر به پایان سال 1385 و آغاز سال 1386 خورشیدی مانده است، هر چند سال گذشته سال خوبی برایم نبود. حتی همین امشب هم عیدی ام را گرفته ام آمده ام این مطلب را بنویسم. حسابی گریه کرده ام از تنهایی، از لحظه های عمرم که این چنین می گذرند. اما امیدوارم سال جدید، سالی همراه با موفقیت هم برای من و هم برای تمام ایرانیان عزیز باشه. عید بر همگان مبارک باد.

Alone

مارس 11, 2007

این روزها بیش از اندازه احساس تنهایی می‌کنم. شعر ” الفت شب‌های ما را روزگار از ما گرفت، ای خوش آن روزی که با هم روزگاری داشتیم” مصداق همه جریاناتی است که این روزها برایم اتفاق افتاده است و یا در حال اتفاق افتادن است.

I’m anxious

مارس 6, 2007

روزهای آخر سال به خصوص نیمه دوم اسفندماه دستم به هیچ کاری نمی‌رود. همیشه منتظرم تا بعد از تعطیلات عید کارهایم را انجام دهم. متاسفانه این انگیزه نه در من بلکه در بیشتر ایرانی‌ها به چشم می خورد. حالا بماند که در همان ایام دیگر کار مفیدمان کمتر از نیم ساعت است و دچار یک بیکاری پنهان هستیم. به نظرتان همین یکی دو هفته آخر سال و از آنطرف هم یکی دو هفته بعد از تعطیلات چه میزان خسارت به اقتصاد کشور وارد می‌کند؟ بحث تعطیلات را هم اصلاً بیخیال شوید.

شاید بگویید این اقتصاد بیمار جایی برای این امور کوچک ندارد. حق باشماست. ولی آیا راه حلی برای بهبود بیماری این اقتصاد دارید؟ از کجا باید شروع کنیم؟ روز به روز سیاست‌های اقتصادی اشتباه‌تر از گذشته اتخاذ می‌شوند، نرخ تورم به ماکسیمم رسیده و هنوز هم در حال فزونی است. وقتی مردم شاکی می‌شوند دولت می‌گوید این تورم نیست این توهم است! حتماً یک کیلو گوجه فرنگی نخریده‌اند تا بدانند چه می‌گذرد.

نمی‌دانم چرا دولت‌مردان ما اینگونه عمل می‌کنند؟! بدون برنامه بدون تفکر عاقلانه. شاید متوجه شده باشید بیشتر دولتمردان کشورهای اروپایی وقتی ‌می‌خوان سخنرانی کنن از روی یک نوشته قبلی این کار رو انجام می‌دن خیلی‌ها این جور برداشت می‌کنن که طرف خیلی… ولی نمی‌دونیم اون کارش درسته، اون می‌دونه که یه حرف نابجا می‌تونه تاثییرات منفی‌ای روی اقتصاد کشورش بذاره بنابراین از قبل چاره‌اندیشی می‌کنه. ولی ما چی؟ فقط یاد داریم هر چی به ذهنموم اومد شعار بدیم بدون اینکه بسنجیم این حرف چه عواقبی داره.

همیشه برای من سئوال بوده که ما که حرف از اسلام و اقتصاد اسلامی می‌زنیم آیا یکی از محوری‌ترین اصول این اسلام عدالت اقتصادی نیست؟ کجای این جامعه بوی عدالت می‌ده. این تورم افسار گسیخته روز به روز به تعداد کسانی که قدرت خرید نان ندارند می‌افزاید. نظام سرمایه‌داری غرب را متهم می‌کنیم ولی در عمل می‌بینیم که آن‌ها حداقل در همین عدالت محوری از ما سبقت گرفته اند. دولت جدید که با شعار عدالت محوری آمده چه خواهد کرد؟ چه کرده است تا بحال؟!

نمی‌دانم چه بگویم، این ها و صدها مورد دیگر دغدغه‌های ذهنی من ایرانی است که به فردای ایرانم می‌اندیشم.

First Post

ژانویه 26, 2007

اولین پست این وبلاگ، اولین پست من در وبلاگستان نیست، بدلایلی مجبور شدم این وبلاگ را هوا کنم. مهم‌ترینش حسی بود که به من اجازه نمی‌داد در فضایی که هویتم معلوم است راحت بنویسم. امیدوارم بتوانم آنطور که می‌خواهم در اینجا بنویسم.